جمال رضايى
367
بيرجندنامه ( فارسى )
2 - 6 - كماج روغنى / قلفى ( كماچ راقنى / قلفى komace roqani / qalefi ) : خمير كماج را با اندكى روغن و زعفران و برخى ادويه و گاه زيره مىآميختند و ورز مىدادند و آن را بهصورت يك قرص يا گردهء نسبتا كلفت درمىآوردند و گاه خرما و مغز گردو نيز در درون گرده فرومىبردند آنگاه اين قرص را در يك ديگ مسى كه درون و ديوارههاى آن را با روغن چرب مىكردند و به آن « قلف qalef » مىگفتند روى آتش نيمسوخته بار مىگذاشتند و روى در ديگ هم آتش نيمسوخته مىريختند و مىگذاشتند تا كماج بپزد . اين كماج اعيانى و تشريفاتى بود . معمولا روى كماج را با لبهء قاشق نقش مىانداختند . 7 - تافتان / تافتون ( تفتا [ ن ] tafto [ n ] ) : واژهء « تافتان » يا تافتون » در گويش بيرجند « تفتا [ ن ] tafto [ n ] » فراگو مىشود و به نوعى نان اطلاق مىگردد كه با تافتان يا تافتون رسمى تفاوت دارد . « تفتا [ ن ] » در بيرجند به نوعى نان گفته مىشد كه از پتير كلفتتر و از كماج نازكتر است و خمير آن را با شير و روغن و آب تهيّه مىكنند و مىكردند و روى آن را با « پيسه » منقّش مىنمودند و با شير و زعفران رنگين و معطّر مىكردند . اين نوع نان ويژهء صبحانه يا افطار بود و جنبهء تشريفاتى داشت و آن را در تنور با گرماى متعارف مىپختند . 8 - تابهاى ( تابى tabey ) : اين نام به نوعى نان روغن جوش اطلاق مىشد . خمير اين نان با خمير ساده فرقى نداشت ولى آن را در يك تابه يا در ديگ مسى مىپختند ، بدينصورت كه مقدارى روغن در تابه آب و داغ مىكردند و خمير را نازك نموده داخل روغن مىانداختند و بعد آن را برمىگرداندند كه هر دو طرف آن در روغن مىپخت بعد مقدارى شكر و يا خاكهقند كوبيده روى آن مىريختند . اين نوع نان را بيشتر در شبهاى برات مىپختند و تقسيم مىكردند و چون آن را در روغن مىجوشاندند به آن « روغنجوشى » ( راقهجوشى roqe jusi ) هم مىگفتند . 9 - جوين ( جوى [ ن ] javi [ n ] ) : اين نان چنانكه از نام آن پيداست از آرد جو تهيّه مىشد و آن را بهصورت قرص ( گرد ) و در تنور مىپختند . اين نان را بيشتر روستاييان مصرف مىكردند . 10 - گاورسى ( گاورسى gavarsi ) : به نانى گفته مىشد كه از آرد « گاورس » ( ارزن ) مىپختند . اين نان را نيز بيشتر روستاييان